سکون ۸ سالهی حوزه فرهنگ و ارشاد اسلامی منطقه با مدیریت خموده و گعده ای احمد محفوظیان
با گذشت سالها از مسئولیت احمد محفوظیان در ادارههای فرهنگ و ارشاد اسلامی ماهشهر و بندر امام خمینی (ره) در زمان ۵ استاندار، ۴ فرماندار، ۳ نماینده و ۳ رئیس جمهور؛ گویا از جوانب امر هویداست که این مدیر خموده و باندی، قصدی برای ترک کرسی مدیریتی و سپردن کار به مدیران جدید، با سواد و متخصص ندارد!
پرسشهای جدی درباره میزان اثربخشی مدیریت احمد محفوظیان در افکار عمومی و میان فعالان فرهنگی، هنری و رسانهای منطقه مطرح شده است؛ پرسشهایی که پاسخ روشن و مستندی به آنها داده نشده و همین سکوت، خود به یکی از محورهای انتقادات تبدیل شده است.
در حالیکه در طول این سالها چندین تغییر مدیریتی در سطح استان و شهرستان رخ داده و انتظار میرفت با تکیه بر ظرفیتهای انسانی و فرهنگی این منطقه، تحولی محسوس در حوزه فرهنگ، هنر، رسانه و فعالیتهای دینی و ارشادی رقم بخورد، اما شواهد میدانی و روایت فعالان این عرصه نشان میدهد که خروجی این سالها نه درخورِ ظرفیت منطقه بوده و نه متناسب با جایگاه اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی.
در رابطه با گروگان گرفته شدن فرهنگ و ارشاد اسلامی منطقه ماهشهر و بندرامام خمینی توسط مدیران نالایق، دغدغه مندان و وجدانهای بیدار می پرسند:
در این سالها چه اقدام ماندگار و شاخصی در حوزه فرهنگ و هنر انجام شده است؟
در موضوعات مهم و چالشبرانگیزی همچون عفاف و حجاب، چه طرح فرهنگی اثربخشی اجرا شده و نتیجه آن چه بوده است؟
چه تعداد نشست فراگیر، همافزا و کاربردی با اصحاب فرهنگ، هنر و رسانه برگزار شده و چه میزان از آنها به خروجی عملی رسیده است؟
به گفته منتقدان، آنچه از بیرون دیده میشود بیشتر به رکود، انفعال، رفتارهای گعدهای و تمرکز بر حلقههای محدود تصمیمگیری شباهت دارد تا یک مدیریت پویا، مردمی و مسئلهمحور. این در حالی است که اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی باید در خط مقدم امیدآفرینی، جریانسازی فرهنگی، حمایت از استعدادهای بومی و تقویت زیرساختهای هنری قرار داشته باشد. اما متاسفانه خود به محل اصلی مشکل و انسداد فرهنگی منطقه تبدیل شده است.
حمایت از هنرمندان و فعالان فرهنگی؛ در حد شعار یا عمل؟
یکی دیگر از محورهای جدی انتقادها، وضعیت حمایت از هنرمندان، نویسندگان، اصحاب رسانه و فعالان فرهنگی است.
در این زمینه نیز افکار عمومی میپرسد:
چند استعداد بومی شناسایی و مورد حمایت قرار گرفتهاند؟
چه زیرساخت فرهنگی جدیدی ایجاد یا تقویت شده؟
سهم واقعی هنرمندان بومی از حمایتهای این اداره چه بوده است؟
و آیا اصولاً ارتباط مؤثر و پاسخگویی لازم میان مدیریت این مجموعه و فعالان فرهنگی برقرار بوده است یا خیر؟
منتقدان میگویند در بزنگاههای مهم و شرایط بحرانی کشور، انتظار میرود اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی منطقه نقشی فعال، حمایتی و هدفمند ایفا کند؛ اما آنچه مشاهده شده، بیشتر در حد حمایت از لیست های گعده ای و محدود، نشستهای غیراثربخش و اقدامات غیرجریانساز بوده است.
بخش دیگری از این انتقادات مربوط به سواد مدیریتی و حتی سواد عمومی رئیس ۸ سالهی فرهنگ و ارشاد اسلامی منطقه است! به صورتی که برخی کارکنان ادعا می کنند که وی حتی در نگارش صحیح متون و رعایت املا درست کلمات با مشکل مواجه می باشد؛ اما متاسفانه ۸ سال ریاست مهم ترین دستگاه فرهنگی منطقه را اشغال نموده است!
از سوی دیگر، پرسش مهمتر این است که مدیران ارشد منطقه، از جمله فرماندار شهرستان ماهشهر و بخشدار بندر امام خمینی (ره)، در برابر این حجم از گلایهها و انتقادات، چه پاسخی برای ارائه دارند؟ آیا نظارتی بر عملکرد این مجموعه صورت گرفته و آیا کارنامه این سالها بهصورت شفاف ارزیابی شده است؟
احمد محفوظیان برای دفاع از عملکرد چندساله خود در حوزه فرهنگ و ارشاد اسلامی ماهشهر و بندر امام خمینی (ره)، چه کارنامه ملموس و قابل ارائهای دارد؟
تا زمانی که این پرسشها با آمار، سند و گزارش شفاف و واقعی _ نه سندسازی های فرمایشی _ پاسخ داده نشود، سایه انتقاد بر این مدیریت باقی خواهد ماند؛ انتقادی که دیگر صرفاً از سوی چند فعال فرهنگی نیست، بلکه به مطالبهای عمومی درباره کارآمدی، شفافیت و پاسخگویی در مدیریت فرهنگی منطقه تبدیل شده است.
ادامه دارد …